سیاه نوشته های کلاغ پیر
خیلی به دلم گفتم اندکی صبر سحر نزدیک است

و الان فکر  میکنم خیلی نزدیکه

کاش همین  فردا باشه

دعا کنید باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 23:50  توسط کلاغ پیر  | 

خنده هایت امروز چه زیبا بود سپید بانو

دلرباییت را از کجا خریدی  زیبا !!!!

سپید بانو.................

نمیدانم چه بگویم !!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 23:25  توسط کلاغ پیر  | 

غمگینم سپید بانو

میدانی

امروز

زیبا بود برایم

خسته گیهایم

این ۴ روز نخوابیدنم

فردا صبح خیلی زود سر کار فتنم

همه و همه رفت

به آنی رفت سپید بانو

امروز یکی از بهترین روز هایم بود سپید بانو

می دانی بانو

می دانی

دلم گرفته

از اینکه شب موهایت را هیچ وقت حس نخواهم کرد

از اینکه نرمی گونه هایت را هیچگاه لمس نتوانم کرد

از اینکه مهربانیت را  ، هم زبانیت را ، حس گرم بودنت را هیچ وقت  درک نخواهم کرد می سوزم

سپید بانو

این نه عاشقانه است و نه نامه ای فلسفی

این زجه خسته ای است  که  ارزویش بودن توست ولی بودن تو محالی است محال

سپید بانو

برایت دعا میکنم

تو لایق بهترینی و من لایق لحظه ای با تو بودن نیستم

خدا می داند راست می گویم

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 22:4  توسط کلاغ پیر  | 

هیچ کس  همراه نیست تنهای اول !!!

-----------------------------------------------

از تو چه پنهان گناهانم  ترکم دادند !!!

دستم را بگیر !!!  دیر زمانیست که دیگر انتظار نمی کشم !!!

---------------------------------------------

نمیدونم چمه !!!

حس عجیبی دارم

حس مینم وقت رفتنه !!!

درد عجیبی وجودمو گرفته

دیگه هیچ احساس تعلقی  به دنیا ندارم

حس میکنم باید برم

حس میکنم  باید پرواز کنم هرچند باره گناهام زیاده اما امیدم بیشتره

دعا کنید

دعا کنید پروازم به تاخیر نیفته

درد تمام وجودمو گرفته

دعا کنید پروازم به تاخیر نیفته

دعا کنید

---------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 21:50  توسط کلاغ پیر  | 

خفه شدم بس که در هوای نبودنت نفس کشیدم !!!

بازوانم را  دیگر قوتی نمانده !!!

لبانم خشکید بس که یاسین خواندم در گوش این ابلیسکان  همه چیز نما!!!

زودتر بیا

باشد ؟!!!

---------------------------------------------------------------------------

بازهم عاشقانه

مثل اینکه این عاشقانه بد جور امده اند

*******************

چشمانم را می بندم و دستانم را انقدر دراز میکنم تا ستاره بچینم از شب موهایت !!!

دلم میخواهد تیک تیک ساعت را تکه تکه کنم تا زمان بایستد و هیچوقت از کنارم نروی

دلم خیلی چیزها میخواهد اما از  همه بیشتر تو را !!!

********************

------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه 8 بهمن1389ساعت 17:36  توسط کلاغ پیر  | 

دست بردار دست بردار

تنها سلاحت وسوسه است

و من سالهاست ایمانم را سپر کردم

حال خودت بگو سلاح تو قوی تر است یا سپر من ؟؟؟!!!

---------------------------------------------------------------------

برف می بارد و من عاشق راه رفتن زیر برفم

امروز زیاد قدم زدم و موهایم سپید شد !!!!

به اسمان نگاه کردمو لبخندی به خدا زدم

و اسمان دوباره با برف بر گونه هایم بوسه زد !!!

---------------------------------------------------------------------

روزی که این وبلاگ رو راه انداختم به خودم گفتم به هیچ وجه عاشقانه نمینویسم

اما این برف ... خدایا .... چه کرد با من

و تصمیم گرفتم بنویسم

تقدیم به تو

زیر برف که قدم میزدم

تصویر تو بود که در ذهنم می رقصید !!!

وتصویر دانه های سپید برف که بر گونه های سپیدت بوسه میزد !!!

قدم که میزدم سردم شد !!!

و گرمای یاد تو بود که بر جانم اتش می زد!!!

سپید بانو !!! کجایی ؟!!!

سپید بانو  اینجا نارنج تقصیم می کنند نمی ایی ؟؟!

اینجا نور  نداریم کجایی؟!!!

سپید بانو !!! سپید بانو لحظه ها یم را سپید کن !!!

سپید بانو ببین ! ببین برف می بارد ببین برف تند تند می بارد انگار اسمان هم مثل من قلبش تند تند می زند

زیر برف !!!

تلفن عمومی

اهنگ پیشواز

"دارم میام پیشت   جاده چقد صافه !!!"

انگشتانم از سرما خشکیده!!! سپید بانو بیا و هااااایشان کن !!!

-------------------------------------------------------------------

اما اینجا می خوام یه بازی انجام بدم که از دوست خوبم جوجه کلاغ یاد گرفتم

بازی به این شكله كه خصوصیات ماه تولدت رو از این سایت بر ميداري  و بعد نظرت رو درباره ی هر كدوم از  خصوصیاتی که برات گفته شده  ميگي ...

اما بازی

اردیبهشت

 

دير ناراحت مي‌شود اما اگر ناراحت شود دنيا را به‌هم ميريزد : صددرصد درسته

زن شوخ، سياستمدار، مطيع و خانه‌دار را به حد پرستش دوست دارد : اصلا خوه خودشه !!!

آرام : در ظاهر کاملا در باطن اصلا !

 اهل عمل،: بستگی داره منظور از عمل چی باشه !!!

 حساس : مثل شیشه

محتاط است ولي اصلا رويائي نيست : کاملا درسته!!

زود رنج و بد خشم است اما هرگز از خانه‌اش قهر نمي‌كند : کلا اهل قهر نیستم .

دلباز اما حسابگر است : دست و دلباز اری حسابگر نه

علاقه‌مند است پسر داشته باشد: نه یه دختر یه پسر

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 دی1389ساعت 21:20  توسط کلاغ پیر  | 

این وبلاگ تعطیل نشد !!!

لطفا تا آخر بخوانید!!!!

به دوستی قول دادم این بازس رو انجام بدم

الوعده وفا

اگر ماهي از سال بودم : اردیبهشت

اگر روز هفته بودم : ‌سه شنبه

اگر عدد بودم :‌۷

اگر جهت بودم : شمال

اگر همراه بودم : همراه اول !!

اگر نوشيدني بودم : ابلیمو

اگر گناه بودم : ناامیدی

اگر درخت بودم :‌ نارنج

اگر ميوه بودم : نارنج

اگر گل بودم : مريم

اگر آب و هوا بودم : برفی آرااااام

اگر رنگ بودم : سفید

اگر پرنده بودم : كلاغی پیر

اگر صدا بودم : صدای چک چک اب

اگر فعل بودم : مردن

اگر ساز بودم : ساکسیفون

اگر كتاب بودم : نهج البلاغه.

اگر عضوي از بدن بودم : قلب

اگر جمله بودم :‌ دوستم داشته باش!!

اگر شعر بودم : گریه نمیکنم  نه اینکه سنگم -----گریه غرورم و بهم میزنه

مرد برای رفع دل تنگیاش ------گریه نمیکنه قدم میزنه

اگر بخشي از طبيعت بودم :‌ جاده ای گلی در میان جنگلی مه آلود

اگر حس بودم : حس عاشق بودن

------------------------------------------------------------------------

خوب به زمینم زدی دشمن خونی من !!!

خوب شمشیرت را به فرقم  کوفتی!!!

اما به خدای کعبه که من رستگار نشدم !!!!

-------------------------------------------------------------------------- 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 دی1389ساعت 0:49  توسط کلاغ پیر  | 

آرام لقمه برميداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده اي؟ بني آدم نصف روز خود را بي تو گذرانده اند...

شيطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پيش از موعد!

 گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي زني؟

گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشکارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه!!

-----------------------------------------------------------------------------

این مطلب رو یکی از دوستان به من داد و گفت بزارم اینجا که بنده استقبال کردم و اطاعت امر نمودم

----------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 دی1389ساعت 0:45  توسط کلاغ پیر  | 

زیبا !  مدادت را بردار وبه جای خط چشم کمی خجالت بکش !!!

------------------------------------------------------------------------------------------

شکرخدا گروه یاهو هم راه افتاد برای دیدن مرام نامه ان لطفا فایل زیر را که بسیار کم حجمه دانلود کنید و نظرتون رو بفرمایید

دانلود مرامنامه

-------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  شنبه 4 دی1389ساعت 23:15  توسط کلاغ پیر  | 

به دوردست ها می نگرم ُ

و انتظار را  انقدر می کشم تا پاره شود !!!

شنیده بودم انتظار کشیدن  گوشه ای نشستن نیست

اما  من انقدر در گوشه ای می نشینم تا از گندم هایی که زیر پایم سبز شده تمام گرسنه گان عالم را سیر کنم

شمشیر به دست و امید  در دل  این شب های سرد را طی میکنم و همچنان به دور دست می نگرم

صدای ابلیسکان شهر عذابم می دهد اما چه باک که یاد تو امید را در دلم شعله ور می سازد

در گوشی می گویم "زودتر بیا که توانم روبه پایان است و قیضه شمشیرم در دستانم لرزان !!!

زودتر بیا "

-------------------------------------------------------------------------------

سلام دوستان این مطلب رو که واسه دانلود گذاشتم اگه مایلید دانلود کنید و بخونید شاید بتونه  کمکی بهتون بکنه  یا علی

دانلود

-------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 دی1389ساعت 22:11  توسط کلاغ پیر  |